بر سوختگان دست ندارد دوزخ ...
خود را به محیط خطر انداز و مترس
سر در ره آن نگار، درباز و مترس!
بر سوختگان دست ندارد دوزخ
با آتش عشق دوست، درساز و مترس!
(فیض کاشانی)
چرا ترس؟! اگر عاشقی، مرد میدان باش و اگر لازم بود جانت را در راه وصال معشوق بده و نترس! مطمئن باش... دوزخ نمی تواند کسی که از آتش عشق سوخته را بسوزاند! دوزخ کاری نمی تواند بکند؛ آتش عشق یار را در آغوش بکش و نترس!
سالروز تولد شیخ مغضوب، مبارک ...
+ نوشته شده در یکشنبه دوم مهر ۱۳۹۱ ساعت توسط محمد رضا
|
گنبد مسجد شهر از همه فاضل تر بود