شعرکی برای فروغی ها !
وه چه شیرین است ...
از تو بگسستن و با غیر تو پیوستن ...
در به روی غم دل بستن ...
که بهشت اینجاست !
به خدا سایه ی ابر و لب کِشت اینجاست !
تو همان به، که نیندیشی ..
به من و درد روانسوزم !
که من از درد نیاسایم ...
که من از شعله نیافروزم !
(فروغ فرخزاد)
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم مهر ۱۳۹۱ ساعت توسط محمد رضا
|
گنبد مسجد شهر از همه فاضل تر بود