فکاهی نه
غم عشقت شپش در بسترُم کِرد
نیگات کِردُم، دوتا چشمات خرُم کِرد!
به مو گفتی بیا تو، مادرُم نیست
همین خوش باوری، خاک بر سرُم کِرد!
(حسن ملکوتی متخلص به راوی)
اصل دوبیتی:
غم عشقُت بیابون پرورُم کِرد
هوای وصل، بی بال و پرُم کِرد
به مو گفتی صبوری کن، صبوری
صبوری طرفه خاکی بر سرُم کِرد!
(بابا طاهر عریان)
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۱ ساعت توسط محمد رضا
|
گنبد مسجد شهر از همه فاضل تر بود